محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
503
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 329 / 3 - 4 مكاتبهء عمر و قاضى شريح ، قاضى كوفه سنن دارمى 1 / 60 ؛ إعلام الموقّعين ، ابن قيّم 1 / 65 - 66 ، 90 ؛ الأعظمىّ در دراسات فى الحديث النبوى ( چ بيروت ، 1980 ) 1 / 17 - 18 ، وى به همهء مآخذ زير نيز ، ارجاع داده است : سنن نسائى 8 / 204 ؛ أخبار القضاة ، وكيع 2 / 189 - 190 ؛ حلية الأولياء ، ابو نعيم ( چ 1932 ) 4 / 126 ؛ السّنن الكبرى ، بيهقى 10 / 115 . از شريح روايت است كه وى به عمر نامه نوشت و از او پرسشى كرد . متن نامه ، در دست نيست . عمر در پاسخ وى نوشت : بر بنياد آنچه در كتاب خدا آمده است ، داورى كن . اگر آنچه را كه در پى آنى ، در كتاب خدا نيافتى ، بر پايهء سنّت پيامبر خدا ( ص ) رفتار كن . چنانچه در كتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) نبود ، بدانسان كه نيكمردان داورى كردهاند ، داورى كن . در صورتى كه خواستهء تو ، در قرآن و سنّت پيامبر و رفتار درستكاران نبود ، اگر خواستى ، با نظر خود پيش برو و اگر نخواستى ، درنگ كن . به باور من ، درنگ براى تو بهتر است . . . ( 1 ) 1 . تفاوت متن دارمى با آنچه كه ياد شد ، تنها در اين است كه در آن ، به جاى عبارت « فاقض ما قضى به الصّالحون » ، « فانظر ما اجتمع عليه النّاس فخذ به » ( در جستجوى اجماع امّت اسلام باش و آن را به كار بند ) آمده است . از اين رو ، از تكرار برگردان ، پرهيز گشت . - م . ( 2 ) 330 فرمان عمر به نعمان بن مقرّن فرمانده سپاه طبرى ص 2596 - 2597 . به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر از بندهء خدا عمر امير مؤمنان به نعمان بن مقرّن ، درود بر تو ؛ من همراه تو آفريدگارى را كه جز او خدايى نيست ، مىستايم .